و نظير آن در قرآن كريم آيه : ((لا يمسه الاالمطهرون )) آمده ، كه با آن استدلال كرده اند بر اينكه علم كتاب تنها نزد پاكان از اهل بيت است ، و نيز استدلال كرده اند بر اينكه بدون وضو نمى شود دست به خطوط قرآن گذاشت (با اينكه ضمير در لا يمسه بكتاب مكنون بر مى گردد).
و همانطور كه به حكم آيه شريفه : ((و ان من شى ء الا عندنا خزائنه )) عالم خلقت از ناحيه خدا شروع شده ،و در يك قوس نزول پائين و پائين تر مى آيد، تا به پست ترين مراحل برسد همچنين ا حكام مقادير نيز نازل نمى شود مگر با مرور به منازل حقايق (دقت فرمائيد) و به زودى ان شاء الله توضيح بيشترش در تفسير آيه : ((هو الذى انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات ...)) مى آيد.
از اينجا مى توان به آنچه قبلا اشاره كرديم آشنائى بيشترى پيدا كرد، در آنجا گفتيم : مراد از توبه و تطهر در آيه شريفه - البته بنابر ظاهر لفظ، نه تاويل آن - شستشوى با آب و برگرداندن بدن پليد است -، بعد از ازاله پليدى - به سوى خداى سبحان ....
تفسير الميزان علامه طباطبائی
زنان شما كشتزار شمايند از هر طرف خواستيد به كشتزار خود درآئيد و در صدد پديد آوردن يادگارى و نسلى براى خود برآئيد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه شما او را ديدار خواهيد كرد و مؤ منين را بشارت ده .(223)
نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنى شِئْتُمْ
كلمه (حرث ) مصدر و به معناى زراعت است ، و مانند زراعت بر زمينى هم كه در آن زراعت مى شود اطلاق مى گردد، هم مى گويند: (اين گندمها كشت و زرع فلانى است )، و هم مى گويند: (اين زمين زراعت فلانى است )، و كلمه (انى ) از اسماى شرط است ، كه مانند كلمه (متى ) در خصوص زمان استعمال مى شود، البته گاهى در مكان هم بكار مى رود همچنانكه در قرآن آمده : ((يا مريم انى لك هذا، قالت هو من عند الله )).
حال اگر در آيه مورد بحث به معناى مكان باشد، معنا چنين مى شود (شما به كشتزار خود وارد شويد، از هر محلى كه خواستيد)، و اگر به معناى زمان باشد معنايش اين مى شود (شما هر وقت خواستيد به كشتزار خود برويد)...
دگرديسي فرهنگ مردم خاورميانه و سرنوشت زنانِ اين منطقه تحت سلطهي اسلام تا جايي است كه به عنوان نمونه زن ايراني ـ يا مثلا دختر بچههاي 5 سالهي ايراني را به حراج ميگذارند تا ذرهاي از آتش جهنمي را كه اين مكتب در همين جهان به جان مردم ريخته است، در جهان ديگر بكاهند. بيچارهها خيال ميكنند كه آتشي سوزانتر از سرنوشتي كه ايشان گرفتارش هستند ـ هم ـ ميتواند امكان دامنگير شدن داشته باشد?
شهرنوش پارسيپور، رمان نويس خوشقلم معاصر ايران، در مطلبي با عنوان ?جامعهي آشفته و جاني مشهدي? مينويسد:
?در كتاب قلم سرنوشت، نوشتهي جعفر شهري از زني گفتوگو ميشود كه روضهخواني در سن 5 سالگي [بله اشتباه نكردهايد در سن 5 سالگي] از او خواستگاري ميكند. و در پاسخ مادر كه دخترش را بچه ميداند، ميگويد: اگر اين دختر زن من بشود ـ چون سيد هستم ـ پس از مرگ يكراست به بهشت خواهد رفت. عاقبت قرار ميگذارند تا دختر را در سن 6 سالگي به آقا بدهند و نوراني شوند. جناب آقا هم در شب زفاف، چنان دختر را از هم ميدرد كه پس و پيشش يكي ميشود. آقا [هم] چند ماهي بعد، از آنجايي كه از زن پاره خوشش نميآمده دختر را طلاق ميفرمايد. ...
مسیحیت
گفته میشود که عیسی مسیح سنگسار را منسوخ کرد و آنرا ممنوع ساخت، و به همین دلیل در مسیحیت سنگسار وجود ندارد، البته ادعای دوم درست است اما عیسی سنگسار را منسوخ نکرد، در انجیل اینگونه آمده است:
انجیل یوحنی کتاب 8 آیه 1 تا 11
عیسی به کوه زیتون بازگشت. ولی روز بعد صبح زود باز به خانه خدا رفت. مردم نیز دور او جمع شدند. عیسی نشست و مشغول تعلیم ایشان شد. در همین وقت، سران قوم و فریسیان زنی را که در حال زنا گرفته بودند، کشان کشان به مقابل جمعیت آوردند، و به عیسی گفتند (استاد، ما این زن را به هنگام عمل زنا گرفته ایم. او مطابق قانون موسی باید کشته شود. ولی نظر شما چیست؟)...
در اسلام سنگسار نیست!
سنگسار یک عمل غیر انسانی است که در قرآن نیز وجود ندارد و چون در قرآن وجود ندارد، در اسلام وجود ندارد و اساساً مربوط به اسلام نیست.
البته این بسیار قابل ستایش است که انسانیت و تمدن بالاخره آنقدر پیشرفت کرده است و ارزشهای انسانی آنقدر خوب تبلیغ شده اند که حتی مسلمانان نیز که بدون تعارف از دروازه های تمدن و انسانیت بسیار دور هستند کم کم درک میکنند که سنسگار عمل کثیف و غیر انسانی است. و همچون سایر دین خویان بجای اینکه "چون اسلام قوانین ظالمانه ای مانند سنگسار" دارد، آنرا کنار بگذارند، سعی میکنند " چون اعمالی مانند سنگسار ظالمانه هستند، آنها را از اسلام کنار بگذارند، و آنها را بی ارتباط با اسلام نشان دهند"، و از طرف دیگر اگر چیز خوبی پیدا کنند آنرا به اسلام ارتباط میدهند، مثلاً عدالت و اسلام، اگر چه این دو کاملا بی ارتباط با یکدیگر باشند. این ويژگی را در هر دینی میتوان یافت، افراد بجای اینکه دین را و چیستی آنرا بررسی کنند و سپس آنرا خردگرایانه یا قبول و یا رد کنند، هوسها و آمال خود را بدون بازرسی همخوانی آنها به دین می چسبانند و یا از دین حذف میکنند و به این صورت دین خلق میکنند...
آیا شما با همسرتان « نکاح » می کنید و یا پیمان زناشویی دائم می بندید؟
پس از بیش از ۱۴۰۰ سال که از تازش ویرانگر تازیان به کشور و فرهنگ ما می گذرد٬ هنوز ما به آداب و رسوم خرافی آنها آلوده بوده و ناآگاهانه بدون این که توجه داشته باشیم در انجام بسیاری از مراسم خانوادگی و اجتماعی خود٬ مفاهیمی را به زبان تازی در مغز وارد و بر زبان می اوریم که فرهنگ و ادب ما هیچگاه به ما اجازه نخواهد داد٬ آنها را به زبان فارسی بر زبان جاری سازیم ...
زن در اسلام
در مورد دید اسلام درباه زن و ارزش و مقام زن در اسلام و در جامعه اسلامی گفتگوهای بسیاری شده است٬ ولی بهترین روش برای درک این مسئله جستجو کردن در منبع اصلی قوانین اسلامی یعنی قرآن است٬ تا بدین وسیله بتوان ریشه تمام این افکار و معیارهای کوته فکرانه و بدوی را که امروز در جامعه ما و همینطور دیگر جامعه های اسلامی وجود دارد را پیدا کرد ....
داستان عشقی زلیخای مصری با یوسف یهودی
29فوریه 2..4 آگاهی سرآغاز آزادی است
خوانندگان ارجمند ماهنامه سرو آزاده بادرود فراوان بریکایک شما به آگاهی میرساند ماهنامه ای که در دست دارید ودرمیان انگشتان خود میفشارید وسرگرم خواندن آن هستید ماهنامه ایست مردمی وسد درسد ایرانی که درونمایه آن آینه تمام نمای تاریخ درخشان وفرهنگ کهن ود یر پای سرزمین همیشه جاوید ایران است
سرزمینی که گزندهای بیشمار وهولناکی را از سر گذرانیده وزخمهای فراوانی ازتازشگران برپیکر خود دارد ولی همچون کوهی استواروپایداربرجای مانده است ...
داستان سلیمان نبی ودزدیدن ملکه سبا آمده درکلام الله
آله دال فک
سوره بیست وهفتم (النمل)آیه زیر14
وهمانا ما به داود وسلیمان مقام دانش عطا کردیم که(بشکرانه) آن گفتند
ستایش وسپاس الله را که مارا بر بسیاری از بند گان باایمانش فضیلت وبرتری عطا فرمود(15)وسلیمان که وارث ملک داود شد(ومقام سلطنت وخلافت یافت)بمردم گفت که مارا زبان مرغان آموختند وازهرگونه نعمت عطا کردند این همان فضل وبخشش آشکار است (ازالله متعال) 16 وسپاهیان سلیمان ازگروه جن وانس ومرغان هرسپاهی تحت فرمان رییس خود دررکابش حاضرآمدند 17 تاآنجا که به وادی مورچگان رسید موری(پیشوای موران) چون جلال سلیمان وسپاه عظیم آنان مشاهده کرد گفت ای مورچگان همه به خانه های خوداندرروید مبادا سلیمان وسپاهش ندانسته شما را پایمال کنند 18 سلیمان از گفتار مور بخندید وگفت پروردگارا مرا توفیق شکر نعمت خود که به من وپدر من عطا فرمودی عنایت فرما ومرا به عمل صالح خالصی که تو به پسندی(اگرچه خلق نپسند ند) موفق بدار ومرابه لطف ورحمت درصف بند گان (خاص) شایسته ات داخل گردان 19 وسلیمان (ازمیان سپاه خود) جویای حال مرغان شد (هد هد رادرمجمع مرغان نیافت به رییس مرغان عقاب گفت) هد هد کجاشد که به حضور نمی بینمش ؟ بلکه بی اجازه من غیبت کرده است ؟(20چنانچه بدون عذر بی رخصت غایب شده) همانا اورا به عذابی سخت معذب گردانم یاآنکه سرش را ازتن جداکنم یاکه برای غیبتش دلیلی روشن (وعذرصحیح بیاورد) ...